|
|
|
|
|
بیچاره تو مثل اینکه هنوز باور نکردی ؟
بابا جون اون بیا نیست یه عمر سر کار بودی س . ر . ک . ا . ر . . . !!! یه دفعه هر دو تا سکوت کردیم اما اون که خیلی شاکی بود نتونست طاقت بیاره در حالی که غرق در گذشته بود گفت : مگه یادت نمیاد بچه که بودی تازه فهمیدی دنیا دست کیه که باهاش آشنا شدی عمر و جوانیت رو به پاش گذاشتی تو سن جوانی رفتی زیارتش همه جا با افتخار خودت رو عاشق اون معرفی میکردی به هر کس میرسیدی میگفتی میاد خودش گفته سه جا تو آخرت میاد دیدنم پس کو ؟ نفس عمیقی کشیدم و جواب دادم : من که گفتم حرفی ندارم بزنم تو چه می دونی عشق بازی یعنی چی ؟ آخه چه طور برات از چیزایی بگم که باهاش بیگانه هستی من با تو ... انگار یه نور می بینم داره روشن تر میشه فکر کنم داره میاد . . . آقام داره میاد . دیگه ساکت شده بود چون دیگه روحم از کنارم رفته بود عاشق به معشوقش رسیده بود . بوی عطرش فضای قبرم رو پر کرده بود تازه فهمیدم چقدر بدبخته آخه همه با هم حتی سنگ ها و کلوخ ها یک صدا می گفتند : (( صلی الله علیک یا ابا عبد الله )) در راه خداوند خطر باید کرد تا نیست شوی ترک اثر باید کرد از پرتوی اسرار خبر باید داشت رندان زمانه را خبر باید کرد از سوز درون اشک بصر باید ریخت سودای دل از اشک بصر باید کرد آه نفس از عرش گذر باید داد از ره گذر نفس گذر باید کرد اوضاع جهان زیر و زبر باید دید اوضاع جهان زیر و زبر باید کرد در گودی قتلگاه سر باید داد ترک سپر و سینه و سر باید کرد عمری همه دم خون جگر باید خورد صد باده پر از خون جگر باید کرد دیوانه صفت جنون به سر باید زد با عشق و جنون خلاصه سر باید کرد با مرکب پا عزم سفر باید خواست با مرکب پا عزم سفر باید کرد در بین قبر هم کفن کربلا به تن از داغ جسم بی کفنت گریه می کنم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 19:56 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
و کدامین جمعه پا در رکاب خواهد کرد و تو می دانی که قیامت جمعه خواهد بود و کدامین جمعه سفره دعای ندبه را جمع کرده و در محضرش زانو خواهیم زد به امید آن روز . . . باز دلم صحن و سرا گشته است کفتر گنبد طلا گشته است به شوق آن دلبر خوش رو روم زیارت ضامن آهو روم تیر دگر نمانده در ترکشم به هر قدم پیاله ای سر کشم مرا ببخش دائم الخرابم پیاله چشم و اشک شد شرابم امام من قبله ایران شده قسمت من حج فقیران شده ز آتش عشق به تاب و تبم ذکر غریب الغربا بر لبم وای بر آن کس که رضا ندارد شه نبود آنکه گدا ندارد گدا منم شاه تویی یا رضا اجر زیارت همه با رضا به عشق تو پرورده دایه ام شاه خراسان به تو همسایه ام آنانکه در جوار رضا آرمیده اند کفران نعمت است بهشت آرزو کنند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 13:30 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
(( رسول اکرم ( ص ) :
سالت الله ان یجعل حساب امتی الی لئلا تفتضح عندالامم فاوحی الله عز و جل الی یا محمد بل انا احاسبهم فان کان منهم ذله سترتها عنک لئلا تفتضح عندک . از خداوند خواستم که حساب امت مرا به من واگذارد تا پیش امتهای دیگر رسوا نشوند . خدای عزیز و بلند مرتبه به من وحی کرد : ای محمد من خودم حسابشان را رسیدگی می کنم و اگر گناهی از آنها سر زده پوشیده می دارم که حتی پیش تو نیز رسوا نشوند ! )) این سجده ها لبالب چرت و کسالت است این قلب های رفته حرا بی رسالت است در حج غفلت است دوباره طوافشان یوسف نمیخرند برای کلافشان امشب حروف طبل بسی جنگ می زنند پیشانی سکوت تو را سنگ می زنند جان علی چقدر ز اسلام خوانده ای ؟ در شقشقیه خطبه همام خوانده ای ؟ کو داستان دست عقیل آهن علی ؟ آن خطبه های کامل مردافکن علی معیار شیعگی مگر این حج و روزه است ؟ آب زلال منحصرا بین کوزه است ؟ شیعه زلال می شود و گل نمی شود مصداق اکل مال به باطل نمی شود دلها مگر نه مهبط فیض است ای رفیق ؟ دنیا مگر نه کهنه حیض است ای رفیق ؟ گاهی عوام در دل شب رعد می شوند برخی خواص هم عمر سعد می شوند اف بر دروغهای دکان دار شهرمان تزویر روزه های ربا خوارشهرمان اف بر عیش و نوش پران خدانما آن نان به نرخ روزه خوران خدانما اف بر نشستگان به ظاهر شتاب کن آن زاهدان ماه خدا را خراب کن اف بر برادران که به یوسف ستمگرند این ها به زعم خود پسران پیغمبرند !! یعقوب ! ما برادر یوسف نمی شویم گرگیم و هیچ منقلب از اف نمی شویم ! اصلا به ما چه مهدی زهرا نیامده !! یا هیچ کس به یاری مولا نیامده !! اصلا به ما چه چشم یتیمانمان گریست چیزی به سفره های فقیران شهر نیست اصلا به ما چه زاهد شب نیست چون علی کیسه به دوش نان و رطب نیست چون علی ما حرف مفت میزنیم اینجا کسی که نیست اصلا خدا و پیغمبر و روز حساب چیست ؟ همسایه ها گرسنه بخوابند ما پریم ما گوشت های شبهه به افطار می خوریم حالا بگو که روزه خود را نخورده ایم ؟ ما آبروی ماه خدا را نبرده ایم ؟ باور نکردی آنکه علی کشت زاهد است ؟ مولا اسیر فتنه یک مشت زاهد است ما عاشقان بورس به شاخص نمی رسیم در کربلا به تربت خالص نمیرسیم باید که بر صحیفه سجادیه گریست ! وقتی زمانه پیرو نهج البلاغه نیست از کوله های کهنه غذا در می آوریم خب راستش ادای تو را در می آوریم در روزگار سرد و کسل کنج عافیت شمشیر از غلاف خدا در می آوریم ما بی نماز ترین ها سر نماز خود را به شکل مرد گدا در می آوریم انگشتر عقیق تو را در می آوریم اشک تو را اگر چه جدا در می آوریم این شور و عشق و شعر و شعاری که بین ماست از بی بهانگی ست ادا در می آوریم در بین خطبه های تو شمشیر می کشیم در موسم جهاد عصا در می آوریم گیسو به خون خضابی محراب عدل و داد ما نیز کیسه های حنا در می آوریم کشکول و نام و تیغ تو در قهوه خانه در خلسه ها دلی ز عزا در می آوریم با ذکر یا علی مددی دست می دهیم دستی که سرد پیش برادر می آوریم صبر و سکوت تو مولا شکستنی ست می گفت : ستاره خفت بر می گردم وقتی که سحر شکفت بر می گردم سر تا سر خاک و افلاک را باید گشت دنبال کسی که گفت : بر می گردم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 18:13 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
باز فریادت می زنم می دانم که می آیی و سکوت پنجره را می شکنی.
می دانم تو بهاری خواهی بود برای دل زمستانی ام. می دانم چشمان منتظرم را با دیدنت به شوق خواهی آورد. می دانم برای درخت خشکیده ام ابری پر باران خواهی شد می دانم که خواهی آمد پس بیا که منتظرت هستم بی آنکه در رکود نشستن باشم. اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر وجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه گودال قتلگاه ، پر از بوي سيب بود يك دشت، سيب سرخ ، به چيدن رسيده بود دیوارای آیــینه بندون"زائرا با چشم گریون من هـــوای گریه دارم مثل ازدحـــــام بارون باز چــقد دلم گرفته"دورکــــعت نمــــاز حاجت می شم عین اون کبوتر که نشسته توی ساحت
وقتی قرار باشد من بی قرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم از هر چه قرار غیر تو باشد " خواهم گذشت....!!! " |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 12:19 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
توبه از جرم و خطا حال سحر می خواهد
خلوت نیمه شب اشک بصر می خواهد وادی طور همین هیات هر ساله ماست دیدن نور خدا اهل نظر می خواهد سختی گردنه عشق زمینت نزند راه پر پیچ و خمش مرد سفر می خواهد صرف این سینه زدن ها به مقامی نرسی محرم راز شدن دیده تر می خواهد عمل زینب کبری به همه ثابت کرد سر شکستن ز غم دوست جگر می خواهد جهت بخشش هر سینه زنی حضرت حق محشر از مادر سادات نظر می خواهد سر عباس به نی پند ظریفی دارد غیر خورشید سماوات قمر می خواهد خاک زمین و روی تو باور نمی کنیم آن روز سر به دامن زهرا گذاشتی دخلم که پر نشد جگرم را فروختم تدبیر شد بلا و سرم را فروختم تا گفتم السلام علیک دلم شکست تا کاملش کنم سحرم را فروختم خورشید را به قیمت دریا خریده ام در روی دوست چشم ترم را فروختم گفتند ناله مکن که مگر راه وا شود اینگونه شد که من هنرم را فروختم در کوی عارفان خبر مرگ می خرند رد می شدم شبی خبرم را فروختم ما را ز حبس عشق مترسان که پیش از این از شوق حبس بال و پرم را فروختم یادت که هست وعده روز جدائی ام تو قول داده ای که کنی کربلائی ام حال که وعده عمل کردی ای عزیز به خاک تربتت قسم جان فدائی ام این سیل پا گرفته فقط دست گرمی است ما گریه را برای محرم گذاشته ایم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 20:15 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
(( ما احب عبد عبدالله الا اكرمه ربه )) وقتي بنده اي بنده اي ديگر را براي خدا دوست دارد خدا او را گرامي مي كند . ( نهج الفصاحه ) بايد براي مثل تو گريانمان كنند هم صبح و هم غروب پريشانمان كنند بايد براي مثل تو ابر بهار شد بايد براي مثل تو بارانمان كنند ما آدم توئيم به توحيد چشم تو سجده مي آوريم كه انسانمان كنند حالا كه سائل كرم خانه ات شديم اصلا بعيد نيست سليمانمان كنند اين اشك ها نتيجه اسلام زينب است پس گريه مي كنيم مسلمانمان كنند گيرم برایت سينه عريان نداشتيم يك شب خلاصه مي رسد عريانمان كنند فردا كه روز آه و پريشاني همه است زهرا اگر گذاشت پريشانمان كنند با همان قطره اشكي كه ندارم آقا سيئه دارم و فيض حسناتم دادند
ما را ز خاك كرب و بلا آفريده اند با ذوق چشم هاي خدا آفريده اند ما را ز خاك و يكصد و ده خمره شراب تنها به عشق آل عبا آفرده اند ما را شهيد اشك و محن آفريده اند عاشق تر از اويس قرن آفريده اند امر خداي عز و جل بوده از ازل ما را براي سينه زدن آفريده اند
کبوتر دل به زیارت تو پر میگیرد ای خورشید آسمان عشق من را به سوی خود بخوان و در حرم امن خود دل رمیده من را پناه ده حال که مرا لایق زیارت حرمین می دانی دستم بگبر مددکارم باش بگذار تا آخر عمرم با افتخار بگویم که گر رضا شد ضامن سفرم حسین نیز با نگاهی مرا همنشین فطروس کرد بگذار به خود ببالم و به همگان با فخر بگویم آن که بود ضامنم شاه طوس است بس آن که هست ضامنم شاه بی سر حسین است بس
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 17:38 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
سوختم
باران بزن شايد تو خاموشم كني،
شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني،
اه باران من سراپاي وجودم اتش است
پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 20:13 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
امان ای دل به کربلا . . .
بعد از سالیان سال . . .
باز هم چهل روز گذشت . . .
امام زمان ( ع ) خطاب به امام حسين ( ع ) : (( فلئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك و . . . فلا ندبنك صباحا و مسائا و لا بكين لك بدل الدموع دما . اگر زمانه مرا به تاخير انداخت و مقدرات الهي مرا از ياري تو بازداشت و . . . صبح و شام بر تو گريه ميكنم و به جاي اشك براي تو خون گريه ميكنم . ))
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 16:8 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
دل من غصه نخور يه روز ارباب و ميبيني ميري تا كربلا كنار ارباب ميشيني ميدونم عاشق يل ام البنيني دل من دل من چرا شدي ديوونه دل من دل من بي خيال زمونه ارباب ميدوني كه از تو دارم مي خونم ميخوام عاشق تو زينب تو بمونم چي مي شه يه شبي ببريم اقا كربلا براي سينه زدن جاي ما تنگ اينجا نصيب ما شده طعنه اهل دنيا اقا جون اقا جون عمريه چشم به راهم اقا جون اقا جون عاشق خاك كرببلاتم ارباب جوونيمو نذر چشات ميكنم جونم رو بخواي اره فدات ميكنم ارباب ميدوني چقدر تو رومن ميخوامت من رو سياهم و اما بازم دوست دارمت (( السلام علي الشيب الخضيب السلام علي الخد التريب السلام علي البدن السليب علي الثغرالقروع بالقضيب سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده سلام بر آن گونه ي خاك آلوده سلام بر آن بدن برهنه سلام بر آن دندان چوب خورده.))
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 20:22 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من به محرم به آن که صاحب آن است به کاروان حسینی که در مسیر خزان است سلام من به محرم به خیمه های قشنگش به اشک مهدی ( ع ) زهرا به غصه ی دل تنگش سلام من به محرم به پرچم غم زهرا ( ع ) به گیسوان سفید و به قامت خم زهرا ( ع )
(( السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار ولا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم . السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین . )) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:13 توسط tookashakiba
|
|
||