|
|
|
|
|
تو رو می خوام که چشات محرم رازه تو رو می خوام بیش از این به تو نیازه تو رو می خوام ای همه هستی دنیا ای شراب سرخ چشمات واسه من مستی دنیا نذار این قایق کوچیک گم شه تو وسعت گرداب نذار این شبگرد عاشق بمونه بی شب مهتاب نذار این رنده عشق بسوزه دلش کباب شه گل من نذار که دنیا رو سرش یه شب خراب شه تو رو می خوام که تو خوب و مهربونی واسه لحظه لحظه من نازنین تو همزبونی سفره دلم پر از خون شده مث یه قناری عطش دوری منو کشت نمی خوای یه روز بباری می دونم میاد یه روزی که میای واسه همیشه نقش اون خیال سبزت تو دلم میزنه ریشه چشامو به جاده بستم میای از مسیر غربت دل سرد و برفی من گر میگیره از محبت
صدای پایت خوش اهنگی بود برایم عمیق تر از مثنوی سکوتت گویا ترین نجواهای عاشقانه و نگاهت صمیمی ترین پیوند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 15:30 توسط tookashakiba
|
|
||