|
|
|
|
|
از حرکت ایستاده ام پاهایم سختی زمین را احساس می کند ! به زحمت بر می خیزم و در تاریکی به اطراف چشم می دوزم . وقتی چشمانم عادت می کند خود را در همان برهوتی میبینم که در کابوس هایم تکرار میشود . سعی میکنم بگریزم . خدایا از کدام سو بروم . . . ؟ تـــمــام احــســاســم مــال تـــوســت نـــــازنــیــــنت . . . بی عشق دو دیده ام خراب است هنوز بی عشق دلم در التهاب است هنوز افسوس به رغم همه کوشش من بین دل و عشق شکر اب است هنوز
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 12:40 توسط tookashakiba
|
|
||
|
|
|
|
|
داشتم یه فیلم علمی میدیدم .
موضوع فیلم آب بود و تاثیر محیط بر شکل مولکول های آب . عکس میکروسکوپی ازمولکولهای آب آدم یاد برف می انداخت و گلهای شش پر و هشت پر . موضوع برام جالب تر شد وقتی فهمیدم زیباترین و بدیعترین فرم این شکل ها زمانی اتفاق افتاده که کنار آب صدای تلاوت قرآن به گوش می رسیده و همین طور در برخورد با لفظ جلاله (( الله )) خیلی قشنگ و رویایی برای ما که ۷۰ ٪ بدنمون آبه . . . وقتی قرآن می خوانیم تو وجودمون میلیونها مولکول قشنگ قدرت نمایی خدا را نشان میدن با تمام این حرفا دلم می خواست یه سوال مهم بپرسم از آب . . . ؟ ؟ ؟ ای آب دلت می خواست عکس مولکول ها را دو جا به عالم نشان می دادی ؟ یکی اون جایی که عباس آب را تا نزدیک لب بالا آورده و تو هوا رها کرد . دیگری اون جایی که تیر به مشک خورد و قطره های آب مثل اشک مشک بر زمین ریخت ...
نیست از حلقه زنجیر فلک واهمه ام حلقه گوش حرم نور دل فاطمه ام جماعتی که به سر نیزه ها نظر دارند نشسته اند زمین تا که سنگ بردارند یهودیان ز سر بام های خانه خویش چه نقشه های پلیدی درون سر دارند خدا به خیر کند سنگ های بی احساس برای کودکمان روی نی خطر دارند بخوان دو آیه نگویند خارجی هستیم ز ایل و طایفه مان شامیان خبر دارند ؟ درست لعل لبت را نشانه می گیرند چقدر سنگ زن ماهر و قدر دارند دلم شکست خدا لعنتت کند ای شهر نگاه کن همه دختران پدر دارند بس است گریه برای جراحت چشمت نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارند کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون تا نگویند حسین بن علی بی کفن است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 20:26 توسط tookashakiba
|
|
||